آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …
که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم
حالا حق میدهی
در شعرهایم
به همین سادگی بگویم
” دوستت دارم ” ؟

زندگی شیرین است
مثل شیرینی یک روز قشنگ
زندگی زیبایی است
مثل زیبایی یک غنچه ی باز
زندگی تک تک این ساعت هاست
زندگی چرخش این عقربه هاست
یکی از شیطنتها وشوخی های وحشتناک اینه دوستت رو به صرف نوشابه دعوت کنی بعد مخفیانه وبه دور از چشمش نوشابه رو حسابی تکون بدی :دی وبعد که در بطری رو باز کنه همانه وفوران نوشابه گاز دار به سروصورت ولباس رفیقت و فوران قه قهه ی تو :دی خخخخخخخخخخخخ (خنده ی خبیثانه ) :دی
دیشب در حین پست یک عدد زنبور اینجانب را نیش زدند :/
آقا خواستید از شجاعت این سرباز جایی تعریف کنید نگید زنبور نیش زده ایشان را بگید مار نیشش زده :دی
رویای شما تاریخ انقضا ندارد!
نفس عمیقی بکشید و
دوباره شروع کنید ...
شمام وقتی تیپ میزنید هیشکی جلوتون رد نمیشه اما یه روز که شلخته اید همه شما رو میبینن؟ یا فقط من اینطوریم :/
الان دارم میرم مشهد به روایت تصویر :)